دوباره …..

دوباره اینجام ….

اصلا اینجا رو یادم رفته بود . خیلی وقت بود کلی حرف تو دلم بود واسه گفتن و دنبال یه جایی میگشتم واسه گفتنشون …. فکر نمیکردم این آلونک قدیمی هنوز هم با آغوش باز منتظرم باشه!

 

مرسی وردپرس…..

Advertisements

دیدگاه و زندگی ما

چند وقت پیش کتابی میخواندم از کن بلانچارد بنام :  » با تمام نیرو به جلو! » ( full steam ahead ) و(+) . که توضیح میداد برای اینکه یک مجموعه با تمام توان خودش حرکت کند ، نیازمند تعریف یک دیدگاه مشترک بین اعضا هست و به تفصیل توضیح داده بود که اولا با طی چه مراحلی میتوان یک دیدگاه کامل و فراگیر را خلق کرد و سپس چگونه در راستای آن حرکت کرد تا به نتیجه رسید و مهم تر اینکه چگونه باید حرکت کرد تا دیدگاه در مجموعه تان جاری و عملی شود . در مجموع کتاب فوق العاده ای بود و نکات آن علاوه بر مدیریت شرکتها برای مدیریت کردن زندگی هم شرح و تفصیل کافی داشت . بعنوان مثال نویسنده کتاب در جای جای کتاب توضیح داده بود که چگونه توانسته با خلق دیدگاه روابط خانوادگی اش را سر و سامان بدهد و بر بحرانهای روزمره زندگی اش غلبه کند.

کتاب هایی از این دست را به آهستگی میخوانم . شاید به خواندن ادامه دهید

بالاترین حماقت ممکن در مورد بالاترین دات کام

در کمال ناراحتی  باید پذیرفت  ، متاسفانه هک شدن بالاترین واقعیت دارد . من نمیدانم چند هزار بار باید یک تفکر احمقانه را مورد امتحان قرار داد تا نادرستی اش تایید شود ؟  یاد این شعر قدیمی افتادم : 

 ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست                  عرض خود میبری و زحمت ما میداری

 

خوشبختانه مطلب زیر را هم دیدم و کمی از ناراحتیم کاسته شد . به خواندن ادامه دهید

کارگزاران ، تحکیم و فلسطین

در خبرها خواندم که بالاخره کارگزاران را هم طاقت نیاوردند و بستند. ( +  و + ) . آنهم  بدلیل چاپ بیانیه اخیر دفتر تحکیم در مورد خونریزی ها و فجایعی که این روزها در فلسطین صورت میگیرد . کشته شدن مردان ، زنان و کودکان بیگناه را بچه های تحکیم خیلی زیبا و استادانه محکوم کرده اند . بیانیه شان را که یکی از حرفه ای ترین و شجاعانه ترین مکتوبات این سالهای خفقان اندود است ، در زیر میخوانید . به خواندن ادامه دهید

برای بامداد ، شاعر شبانه ها

21 آذر ، سالروز تولد شاملوست . اتفاقی که باید آنرا حداقل در وبلاگی که نام خود را از یکی از کتابهای شاملو وام گرفته ،به جشن نشست . حدیث اولین آشنایی من و شاملو مربوط به دوران دبیرستانم است .روزهایی که حافظ و سعدی کمتر به دلم مینشست و کتابی از داریوش شاهین بدستم رسید بنام راهیان شعر امروز به خواندن ادامه دهید

چند خطی در باره ایدز ( به بهانه روز جهانی ایدز)

redribbon_21- چند روزی هست که پست جدیدی نداشته ام . تقریبا 10 روز تعطیلی داشتیم و یک مقدار هم درگیر جابجایی  محل کارم بودم .البته ذکر این مطلب ضروری است که مطلب بامدادی در مورد آهسته نویسی روی من خیلی تاثیر گذار بوده و تصمیم جدی دارم مطالب سریع و بی کیفیت  آپ نکنم . بهرحال در این چند روز جدایی ، متوجه شدم که به اینجا عادت کرده ام و برای نوشتن لحظه شماری میکردم ، که باعث خوشحالی من هست .

2- اول دسامبر (11 آذر ) روز جهانی مبارزه با ایدز بود . بیماری که سن ، جنس ، ملیت و یا هیچ خصیصه دیگری نمیتواند سد راه آن شود و تا امروز در حال گسترش بوده است به خواندن ادامه دهید

روز دانشجو

یاد اون موقع ها بخیر ، دوران  دانشجویی را میگویم . آذر ماه که شروع میشد ، با اینکه تقریبا همزمان با امتحان های میان ترممان بود ، ولی کلی ذوق وشوق داشتیم و برنامه ریزی میکردیم ، برای روز دانشجو . از نشریه بگیر تا سخنرانی و جشن . از صبح تا شب آهنگ یار دبستانی را گوش میدادیم و کلی به خودمان و آینده امیدوار بودیم . این احساس خوشایند و غرورآمیز در آخرین سالهای دانشجویی خیلی کمرنگ تر شد . آنروزهایی که کم کم متوجه شدیم ، به خواندن ادامه دهید