بالاترین حماقت ممکن در مورد بالاترین دات کام

در کمال ناراحتی  باید پذیرفت  ، متاسفانه هک شدن بالاترین واقعیت دارد . من نمیدانم چند هزار بار باید یک تفکر احمقانه را مورد امتحان قرار داد تا نادرستی اش تایید شود ؟  یاد این شعر قدیمی افتادم : 

 ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست                  عرض خود میبری و زحمت ما میداری

 

خوشبختانه مطلب زیر را هم دیدم و کمی از ناراحتیم کاسته شد . به خواندن ادامه دهید

Advertisements

کارگزاران ، تحکیم و فلسطین

در خبرها خواندم که بالاخره کارگزاران را هم طاقت نیاوردند و بستند. ( +  و + ) . آنهم  بدلیل چاپ بیانیه اخیر دفتر تحکیم در مورد خونریزی ها و فجایعی که این روزها در فلسطین صورت میگیرد . کشته شدن مردان ، زنان و کودکان بیگناه را بچه های تحکیم خیلی زیبا و استادانه محکوم کرده اند . بیانیه شان را که یکی از حرفه ای ترین و شجاعانه ترین مکتوبات این سالهای خفقان اندود است ، در زیر میخوانید . به خواندن ادامه دهید

چند خطی در باره ایدز ( به بهانه روز جهانی ایدز)

redribbon_21- چند روزی هست که پست جدیدی نداشته ام . تقریبا 10 روز تعطیلی داشتیم و یک مقدار هم درگیر جابجایی  محل کارم بودم .البته ذکر این مطلب ضروری است که مطلب بامدادی در مورد آهسته نویسی روی من خیلی تاثیر گذار بوده و تصمیم جدی دارم مطالب سریع و بی کیفیت  آپ نکنم . بهرحال در این چند روز جدایی ، متوجه شدم که به اینجا عادت کرده ام و برای نوشتن لحظه شماری میکردم ، که باعث خوشحالی من هست .

2- اول دسامبر (11 آذر ) روز جهانی مبارزه با ایدز بود . بیماری که سن ، جنس ، ملیت و یا هیچ خصیصه دیگری نمیتواند سد راه آن شود و تا امروز در حال گسترش بوده است به خواندن ادامه دهید

روز دانشجو

یاد اون موقع ها بخیر ، دوران  دانشجویی را میگویم . آذر ماه که شروع میشد ، با اینکه تقریبا همزمان با امتحان های میان ترممان بود ، ولی کلی ذوق وشوق داشتیم و برنامه ریزی میکردیم ، برای روز دانشجو . از نشریه بگیر تا سخنرانی و جشن . از صبح تا شب آهنگ یار دبستانی را گوش میدادیم و کلی به خودمان و آینده امیدوار بودیم . این احساس خوشایند و غرورآمیز در آخرین سالهای دانشجویی خیلی کمرنگ تر شد . آنروزهایی که کم کم متوجه شدیم ، به خواندن ادامه دهید

ترسهایم در زندگی

راستش چند روزی میشه که به حدیثه خانوم قول دادم تو بازی وبلاگیشون شرکت کنم ، در مورد ترس هایم در زندگی . اما از بخت بد یک گرفتاری کاری حسابی من رو به خودش مشغول کرد و تا الآن که بد قول شده ام .

ترس جزو جدایی ناپذیر زندگی ماست ، ترس هدیه ای است الهی، تا ما قدر امنیت و آرامش زندگی مان را بدانیم . از بچگی تا پیری همراهمان میماند و فقط نوعش با گذشت زمان عوض میشود . به خواندن ادامه دهید

چه کند صبح ، که گر آينده قرار بود به گذشته باخته‌باشد

1- اینکه چند روزی گذشته و پست جدیدی نفرستاده ام ، فقط به این خاطر بوده که تمام مطالبی که در این مدت برای نوشتن به ذهن من رسیده ، بنوعی سیاسی بوده و من هم چون بنا ندارم اینجا رو تبدیل کنم به یک نشریه سیاسی ، با تمام نیرو ایستادگی کردم  و ننوشتمشون .

اما احمدی نژاد امروز بیاناتی کرد که دیگه نتونستم دوام بیارم . ایشون در جدید ترین افاضاتشون فرموده اند : به خواندن ادامه دهید

ورنه من باید چه می گفتم به او ، باید چه می گفتم ؟

1-تولد ، تولد ، تولدت مبارک….. این روزها تولد تب کوچولو هست . هم خودش خیلی خوشحاله هم من . همه به فکرش بوده اند و براش » کادو از راه دور» خریده اند . همچنین پیانوی جدیدش مبارک !!!

2 – دیروز از صبح شدیدا تو حس و حال فوتبال بودم و لحظه شماری میکردم ، بازی شروع بشه . اما 15-10 دقیقه که از بازی گذشت ، خدا خدا میکردم تا افتضاح به بار نیومده ،  بازی هر چه زودتر تمام بشه . واقعا ضعیف و بی برنامه بودیم . نکته ای که توجه من رو به خودش جلب کرد ، نبود هماهنگی بین بازیکنان ایران بود . هر کسی برای خودش بازی میکرد و بچه ها به هیچ عنوان » تیم » نبودند . فکر میکنم اگر علی دایی در این مورد اقدام جدی نکنه ، خیلی مشکله این تیم به جام جهانی برسه . بجز 10 دقیقه در نیمه دوم ، در کل بازی هیچ تاکتیک خاصی از این تیم مشاهده نشد . ( راستش بیشتر از اینکه دلم میخواهد تیم ایران به جام جهانی بره ، دلم میخواد علی دایی بتونه موفق بشه و منتقدهای بی منطقش را ساکت کنه ). اضافه شدن لژیونرها با اون بازی های ضعیف هیچ دردی که از تیم دوا نکرد ، هیچ ، فقط به ناهماهنگی کل تیم دامن زد.

بازگشت پیروزمندانه کریم باقری به فوتبال ملی بعد از 7 سال دوری ، با یک گل حرفه ای همراه بود که یک امتیاز برامون بهمراه داشت. یاشاسین کریم ! و اما بهترین بازیکن زمین بدون تردید مهدی رحمتی بود ، که تونست تیم رو از یک شکست مفتضحانه نجات بده . اگر اون تو دروازه نبود ، حداقل 7-6 تا گل خورده بودیم . بنظر من که دایی باید خیلی حواسش رو جمع کنه .

3 – دیروز مشاور قضایی دادستان کل کشور فرموده بودند که ما 5 میلیون سایت در کشور داریم که فییلتتر شده اند و دشمنان از اینترنت برای ضربه زدن استفاده میکنند . بعد از خوندن خبر از چند زاویه به این موضوع فکر کردم :     الف : با وجود انواع و اقسام فییلتتر شکن (اولترا سرف و فری گیت و…) که بدون داشتن ذره ای سواد کامپیوتری ، براحتی قابل استفاده اند ، آیا هنوز هم این روش برای جلوگیری از دسترسی افراد به محتوای نامناسب کارایی دارد ؟ جواب بدون تردید منفی هست .       ب : از ورود اینترنت به ایران بیش از ده سال میگذره ، واقعا چند سال باید طول بکشه تا ما بتونیم با یک پدیده کنار بیائیم ، اون رو بشناسیم و مزایا و معایبش رو با هم در نظر بگیریم ؟         پ :کشور های دیگر با این پدیده چطور برخورد کرده اند؟ آیا ما نمیتوانیم از آنها الگو بگیریم ؟   ت :چند روز پیش برای کاری به سایت الکسا سر زدم ، و لیست 100 سایت برتر در ایران ( از لحاظ ترافیک ) را نگاه کردم . طبق معمول ، در بین آنها یکسری سایت های فیلتر شده قرار داشتند . اما وجود سایتی ایرانی بنام ایکس پرشیا که ویدیو های جنسی را نمایش میدهد ، در آن لیست خیلی توجهم را جلب کرد . این جناب مشاور قضایی لحظه ای با خودش فکر نکرده ، سیاست های فرهنگی ما چگونه بوده است که یک سایت فیلتر شده در جمع 100 سایت برتر قرار میگیرد ؟ آیا دشمنان باعث شده اند همان تعداد انگشت شماری که به اینترنت بدون فیلتر دسترسی دارند ، و حتما از خودی ها و خواص این جامعه هستند ، آنقدر به یک سایت پرنو مراجعه کنند که جزو 100 سایت برتر قرار بگیرد؟؟؟؟          ث : ما در جهت تولید محتوای مناسب و قابل استفاده فارسی چه حرکتی کرده ایم ؟ ( از سایت های خبری فاکتور گرفتم ) در طی این ده سال ، بجز آفتاب (در رتبه 19) و تبیان(در رتبه 24)  که تولید کننده محتوای سالم هستند ، چه کار اصولی دیگری انجام داده ایم ؟ ما این دو سایت را داریم و هر دو در رتبه های بالا قرار دارند . با کمی اغماض ، می توانیم نتیجه بگیریم اگر کاربران ما به محتوای مناسب دسترسی داشته باشند ، نیازی به این بگیر و ببند ها نیست .           ج : بدلیل استفاده از روش فییلتترینگ کلمه ای ، تعداد زیادی از این 5 میلیون سایت ، سایتهای سالمی بوده اند ، که بدلیل وجود یکی از کلمات غیر مجاز (از نظر آقایان ) در عنوان یا نامشان فییلتتر شده اند .             چ : به شخصه احتمال زیادی میدهم با این طرز فکر ، و در صورت وجود بودجه کافی ، یک شبکه اینترانت برای مصارف داخل کشور درست کننند و یک تعداد سایت کاملا مورد تایید را در آن شبکه قرار دهند تا مشکلشان با اینترنت بطور کامل حل شود .(خدا بخیر بگذرونه !!)