روز دانشجو

یاد اون موقع ها بخیر ، دوران  دانشجویی را میگویم . آذر ماه که شروع میشد ، با اینکه تقریبا همزمان با امتحان های میان ترممان بود ، ولی کلی ذوق وشوق داشتیم و برنامه ریزی میکردیم ، برای روز دانشجو . از نشریه بگیر تا سخنرانی و جشن . از صبح تا شب آهنگ یار دبستانی را گوش میدادیم و کلی به خودمان و آینده امیدوار بودیم . این احساس خوشایند و غرورآمیز در آخرین سالهای دانشجویی خیلی کمرنگ تر شد . آنروزهایی که کم کم متوجه شدیم ،

ما دانشجویان ، تنها سربازان پیاده نظامی بوده ایم ، برای احزاب نوپا با اندیشه های پوشالی و دروغ های خوش رنگ و لعاب . به زبان ساده تر بگویم : 16 آذر را  دوست داشتیم و بقول دکتر شریعتی سه قطره خون مقدس این روز ، مایه افتخارمان بود ، ولی از سیاست و پلشتی هایش حالمان بهم میخورد . گروه ها و احزاب منتظر سو استفاده از هر حرکت ما بودند ، حتی جشنی صنفی ، مثل روز دانشجو. و اینگونه بود که جشن روزی دوست داشتنی ، مثل روز دانشجو ، کمرنگ و کمرنگ تر شد .

خیلی دلم میخواهد بدانم ، دانشجوهای امروز در چه حال و هوایی هستند ؟ آیا روز 16 آذر در آنها احساسی بر می انگیزد ؟ آیا به دانشجو بودن خود افتخار میکنند ؟ البته جواب سوالم ، برای خودم تا اندازه ای روشن است . یکی ، دو سال آخر تحصیل خودم  و حتی بعد از آن هم که کم و بیش با دانشگاه مرتبط بوده ام ، روند حرکت کلی جامعه دانشجویی را تا حدی  درک کرده ام  . به بعضی از دانشگاه ها و دانشجوهای امروز که نگاه میکنم ، دبستان هایی پر از محصلان با سن بالا می بینم ، مثل مدارس بزرگسالان زمان ما ، که بزرگترین دغدغه هایشان ، از شکم بالاتر نمی آید . ( قصد توهین ندارم ، اما متاسفانه قشر یاد شده ، اکثریت را تشکیل میدهند. با این حال از صمیم قلب امیدوارم ، مشاهدات و نتیجه گیری های من هذیان باشد )  نا گفته نماند که به شخصه  ، گناهی را متوجه آنها نمیدانم . نه جامعه ما و نه خانواده های ما اجازه رشد فرزند های متفکر و مستقل را نمی دهند . هزینه های جانبی دغدغه داشتن ، فکر کردن ، کتاب خواندن و نگاشتن ، در این سال ها آنقدر زیاد بوده ، که حتی اگر کسی هم بفهمد و بداند ، خواهد فهمید بجز چشم ها را بستن و زبان در کام گرفتن ، چاره دیگری ندارد .

چند وقت پیش تکه ای از یک مصاحبه رادیو تلویزیونی را در سایت youtube.com دیدم ، مجری از مردی پرسید : قربان  می دانید روز 27 خرداد ماه چه روزی است ؟  پیرمرد بادی به گلو انداخت و گفت : روز 22 بهمن است . واقعا دوست دارم بدانم ، چند درصد از دانشجویان امروز ما میدانند که 16 آذر چه روزی است و چه اتفاقی در آن افتاده است؟

 

پ.ن.1 : روز 27 خرداد ، اگر اشتباه نکنم ، روز حماسه ملی انتخاب یگانه ابر مرد هاله دار و منجی تاریخ و فرهنگ و ادب و ورزش و کشاورزی و بهداشت و محیط زیست ایران و بلکه جهان ، بوده است .

پ.ن.2 : این  درست که مدت زیادی نیست این وبلاگ رو راه انداختم ، اما سالهاست ، خواننده پر و پا قرص وبلاگ های مختلف هستم و خودم این طور فکر میکنم که حدودن جامعه وبلاگ نویس و وبلاگ خوان را میشناسم و کاملا به این نکته واقفم که بیشتر آنها را جامعه جوان و دانشگاهی تشکیل میدهند . اما دانشجوهای امروز رو که میبینم ، خیلی دلم براشون میسوزه . این پست بهیچ وجهی قصد توهین و اهانت به کسی رو نداره ، و بجز یک تجدید خاطره ، کمی درددل هم چاشنی اش شده .( اگر هم احیانا از خواندنش ناراحت شدید ، شما جزو » اون دسته» یا » بعضی از » ها نیستید!!!!!! )

پ.ن.3 : خیلی خوشحال میشوم ، دیدگاه های موافق و مخالفتان را به اشتراک بگذارید .

پ.ن.4: درسایت روزآنلاین مطلبی نوشته بود ، در مورد فعالیت های دانشجویی در یکسال شمسی گذشته با آمار و ارقام و حتی نام دانشجویان .که تا حد زیادی درستی این نوشته من را زیر سوال میبرد. اگر خواستید ،میتوانید آنرا از این آدرس مطالعه کرده و قضاوت کنید .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: