مردي که شب‌همه‌شب در سنگ‌هاي ِ خاره گُل مي‌تراشيد

خاتمی و انتخابات پیش رو:

راستش خیلی کفرم در میاد وقتی میبینم که دور و بری های خاتمی این همه دارن برای کاندیداتوری بهش فشار میارن . ایشالا که قوی باشه و بتونه دوام بیاره و دیگه با طناب مشارکتی ها و مجاهدینی ها و کارگزارانی ها توی یه همچین چاه خطرناکی نره. آمین

در این زمینه در سایت ها و فروم های دیگه چندین مطلب نوشته ام که دو تاش رو هم روی وبلاگ خودم ، به یادگار ذخیره میکنم:

 

1-نامه ای به خاتمی

 

 

خاتمی بزرگ سلام

باور کن الان که میخواهم این چند سطر را قلمی کنم، عرق شرم روی پیشانی ام نشسته .

من در حدی نیستم که بخواهم به شما بگویم بیا یا نیا !!

فقط یک نظر شخصی است.

من چه در انتخابات سال 76و چه در سال 80 جزو ستاد انتخاباتی ات بودم.شور و شوق اصلاحات و دگرگونی در اوضاع جاری خواب از سرم ربوده بود. روز و شب را به مطالعه کتب و روزنامه های پر تعداد آنروز ها گذراندم و آنچه از دستم بر میامد ، در طبق اخلاص برای به سرانجام رسیدن اصلاحات گذاشته ام، گذاشته ایم.

من از تو بابت هزینه هایی که در این مسیر ،در طول سالیان کرده ام، گلایه ای ندارم. که ما همرزم بوده ایم و هم هدف.در صداقت ،دانایی و منطقی نگاه کردن تو به امور هیچ شبهه ای ندارم. و حتی بر خلاف خیلی از دوستان که در روزهای پایانی دولتت تو را با انتقادهایشان نواختند، راهکارهای اجرایی ات را شدیدا میپسندیدم.

سید جان، بارها و بارها گفته ام که یکی از بزرگترین افتخارات زندگی من زیستن در عصری بوده که ایران کهن، یکی از وطن پرست ترین نفرات تاریخش را در راس امور میدیده است.

سید، من با تو مشکلی ندارم.با دکتر معین و عبدالله نوری و… هم مشکلی ندارم.

مساله آنجاست که تفکر من و تو و ابطحی و …. در ساختار حکومتی ایران محلی از اعراب ندارد.من اشک هایت را زمانی که میخواندی»در عاشقی گریز نباشد ز سوز وساز» هر لحظه پیش چشم دارم. تجربه 8 سال قبلی را فراموش نکن. بن بست ها را فراموش نکن. هیچ اتفاق مثبتی نیفتاده است که بتوان به آن دل خوش کرد.

سید بزرگ، مگس های دور شیرینی را فراموش نکن.

خدا را گواه میگیرم که خیلی از کسانی که امروز دارند تلاش میکنند تا تو را بدرون این گرداب هل بدهند، دلشان برای میز تنگ شده است.

سید، با تمام وجودم از خدا میخواهم که نیرویی به تو بدهد تا اعتبارت را به بازی نگیری.به اختلاف اعتبار میر حسین موسوی و آقای هاشمی نگاهی بینداز و سپس انتخاب کن.

من به عنوان کسی که در دو انتخابات قبلی برای رای آوردنت از جان مایه گذاشته، در این انتخابات حتما یا در ستاد انتخاباتی آقای قالیباف یا آقای لاریجانی و یا حتی در ستاد دکتر ولایتی فعالیت خواهم کرد. و با تمام نیرو تلاش میکنم تا رای نیاوری.

چون بسان پدرم دوستت دارم و اعتبار خاتمی، اعتبار صداقت و یکرنگی است در این روزگار بیرنگی ارزش ها.

 

2-خاتمی می آید یا نه؟ آیا اگر بیاید ، رای می آورد؟

 

1- اگر بخواهم یک جمع بندی کلی داشته باشم ،بنظر من خاتمی در دو دوره قبلی بعنوان یک غیر خودی بر مسند ریاست جمهوری نشسته ، عملکرد خوبی داشت . بدون داشتن اهرم های اجرایی لازم از یک سو ، بحران سازی های هر 9 روز یکبار ، درآمد های پایین دولت (نفت 9-8 دلاری) ، تیم هیجان زده و بدون منطق و انتظار های سر به فلک کشیده میلیونها نفر حامی از سوی دیگر ، او توانست در چند زمینه دستاورد های کم نظیری داشته باشد:

الف : کنترل تورم            ب:حفظ ارزش پول ملی              

پ: رونق کسب و کار     ت:یکسری ازادی های فرهنگی (مخصوصا در زمینه هنرهای هفت گانه)        ث: تزریق امید به جامعه                             ج:کسب اعتبار و آبروداری برای ایرانیان در دنیا(گفتگوی تمدنها)        چ:زمینه سازی برای پا گرفتن احزاب سیاسی

 

2 –  امروز قویا ترجیح میدهم که نیاید. بعنوان کسی که هر دو دوره در ستاد انتخاباتی خاتمی فعالیت داشته ام ، در این دوره ،بهیچ عنوان به او رای نخواهم داد . دلیل من هم واضح است: ساختار حکومتی در ایران طوری طراحی شده که افرادی مثل خاتمی در آن کارایی ندارند .

طرز فکر ، منش و عملکرد خاتمی ها ، نوری ها و ابطحی ها برای زمانی میتواند موثر باشد ، که حاکمیت یکسری اصلاحات جزیی و اولیه را پذیرفته باشد . و این اصلاحات اولیه تنها از جانب کسانی پذیرفته خواهد شد که در دسته ی خودی ها گروه بندی میشوند .

نقطه آغاز بهبود شرایط ما از اصولگرایان معتدل و تحصیلکرده خواهد بود. کسانی مثل قالیباف یا دکتر ولایتی و حتی محسن رضایی و یک پله پایین تر احمد توکلی و لاریجانی.

 

3 – با شناختی که از خاتمی دارم ، احتمال خیلی کمی وجود دارد که بیاید . مگر اینکه اطرافیانش خیلی دلشان برای میز تنگ شده باشد و به او فشاری بیش از طاقتش بیاورند . او خودش بهتر از هر کس دیگری میداند که کاری از پیش نمی تواند ببرد.

 

پ.ن.1: یکسری از مطالب در هر دو نوشته تکراری است ، نا سلامتی هر دو از یک مغز تراوش کرده!!!!!

پ.ن.2: سیاست دلمشغولی من نیست . اخبار را مرتب پیگیری میکنم ولی خودم را میزنم به کوچه علی چپ و  اصلا و ابدا دلم نمیخواهد فضای ذهن و بلاگم سیاسی باشد . ولی حس میکنم تا اینجا خیلی در این زمینه موفق نبوده ام. اگر کسی راهکاری دارد ، کمکم کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: