در پس ِ ديوارهاي ِ سنگي‌ي ِ حماسه‌هاي ِ من همه آفتاب ها غروب کرده اند!

چند روز پیش برای انجام کاری ،پس از کلی کلنجار رفتن با خودم، رفتم به یکی از شعبه های بانک تجارت. من اصلا با بانک تجارت میانه خوبی ندارم ، چون هر زمان که گذارم به اونجا افتاده ، یکی دو ساعتی علاف شدم تا کارم راه بیفته. ساعت حدودای11 صبح بود و انتظار دیدن یک صف 40-50 نفری رو داشتم. اما با کمال تعجب دیدم کلا 2-3 نفر داخل بانک هستند. اومدم شماره بگیرم ، که یکی از کارمندهای بانک گفت: نیازی نیست شماره بگیری .

 پشت پیشخون که رسیدم، نتونستم تعجبم رو پنهون کنم. پرسیدم اتفاقی افتاده که اینقدر خلوته؟ کارمند بانک با لبخند تلخی گفت: پولی دست کسی نمونده که بخواد بیاد بانک. مملکت ورشکسته شده .

یاد سقوط وحشتناک قیمت نفت افتادم و پشتم لرزید . یاد روزهایی افتادم که براحتی آب خوردن از حساب ذخیره ارزی برداشت کردیم و نفت 200 دلاری رو پیش بینی کردیم .و در آخر سر هم گفتیم اقتصاد جهانی دچار بحران شده.

من اصلا اقتصاد رو بصورت آکادمیک وعلمی نمیدونم.ولی این رو میدونم که اقتصاد دولتی ، بسته و در تحریم بین المللی ایران ، تاثیر آنچنان زیادی از شرایط اقتصادی بین المللی نمی پذیره.

خیلی از روز های پیش رومون میترسم.وابستگی مون به درامد های نفتی ، بجای روند کاهشی، کاملا افزایشی هستش . صنایع تولیدی ورشکسته ، نیروی کار کم سواد و مسوولیت ناپذیر ، ارزش های اخلاقی به فنا رفته ، بحرانهای شدید روانی و اجتماعی مثل اعتیاد و سستی بنیانهای خانواده ها وعدم برنامه ریزی برای اصلاح شرایط ، بعلاوه مشکلات شدید اقتصادی که با طرحهای اقتصادی احمدی نژاد روز به روز بر ابعادشون افزوده میشه ، نوید روزهای خطرناکی رو میدن. تهدید نظامی آمریکا واسراییل هم که غوز بالا غوز اند. ایشالا این چند ماه تا انتخابات رییس جمهوری بخیر بگذره.

سالهاست دارم فکر میکنم که چه راهی وجود داره تا از این وضعیت خارج بشیم؟ سال 76 مثل خیلی های دیگر فکر میکردم با اومدن خاتمی شرایط خیلی فرق خواهد کرد. چه شور و حالی داشتم اون روزها ،یادش بخیر. اما بعد از گذشت 4 سال ، تقریبا همه فهمیدند که از دست خاتمی هم کاری ساخته نیست. خودش هم با گریه و زاری و شعر خوانی دوباره مجبور شد بیاد. به نظر من خاتمی اگر 50 سال دیگر هم رییس جمهور میموند ، باز هم شرایط فرقی نمیکرد. چون آدمیه که به خودش اجازه نمیده احساساتش، برای 70 میلیون نفر تصمیم گیری کنه. اون میدونست که میلیونها ایرانی احساساتی منتظرند بریزند تو کوچه و خیابون. قائله کوی دانشگاه زنگ خطر بود. در همون حدی که براش مشخص کرده بودند ، فقط چند سالی تلاش کرد که شرایط اقتصادی و اجتماعی خراب تر نشه . این روزها که دارن بهش فشار میارن برای کاندیداتوری ، خدا کنه حواسش رو جمع کنه که دور و بری هاش ، دلشون برای میز تنگ شده . وگر نه اگر قصدشون خدمت کردن باشه ، میدونن که ساختارهای حکومتی طوری هستند ، که اونا راه به جایی نخواهند برد.

چند مدتیه به این نتیجه رسیدم که اگر قراره اتفاق مثبتی برای این مرز و بوم بیفته ، فقط از دل جناح راست خواهد افتاد . بخاطر اینکه بعنوان یک خودی ، آزادی عمل داره . یکی مثل قالیباف ، احمد توکلی و یا حتی لاریجانی ، کسی که تجربه مدیریتی هم داره و تو زندگیش دو جلد کتاب خونده . راههای دیگر هزینه های جبران ناپذیری دارند ، اما هزینه ای که باید برای این راه بکنیم ، صرف 20-30 سال زمانه و کمی صبر وتحمل.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: