دیدگاه و زندگی ما

چند وقت پیش کتابی میخواندم از کن بلانچارد بنام :  ” با تمام نیرو به جلو! ” ( full steam ahead ) و(+) . که توضیح میداد برای اینکه یک مجموعه با تمام توان خودش حرکت کند ، نیازمند تعریف یک دیدگاه مشترک بین اعضا هست و به تفصیل توضیح داده بود که اولا با [...]

بالاترین حماقت ممکن در مورد بالاترین دات کام

در کمال ناراحتی  باید پذیرفت  ، متاسفانه هک شدن بالاترین واقعیت دارد . من نمیدانم چند هزار بار باید یک تفکر احمقانه را مورد امتحان قرار داد تا نادرستی اش تایید شود ؟  یاد این شعر قدیمی افتادم : 
 ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست                  عرض خود میبری و زحمت ما میداری
 
خوشبختانه مطلب زیر را هم دیدم [...]

کارگزاران ، تحکیم و فلسطین

در خبرها خواندم که بالاخره کارگزاران را هم طاقت نیاوردند و بستند. ( +  و + ) . آنهم  بدلیل چاپ بیانیه اخیر دفتر تحکیم در مورد خونریزی ها و فجایعی که این روزها در فلسطین صورت میگیرد . کشته شدن مردان ، زنان و کودکان بیگناه را بچه های تحکیم خیلی زیبا و استادانه محکوم کرده اند [...]

برای بامداد ، شاعر شبانه ها

21 آذر ، سالروز تولد شاملوست . اتفاقی که باید آنرا حداقل در وبلاگی که نام خود را از یکی از کتابهای شاملو وام گرفته ،به جشن نشست . حدیث اولین آشنایی من و شاملو مربوط به دوران دبیرستانم است .روزهایی که حافظ و سعدی کمتر به دلم مینشست و کتابی از داریوش شاهین بدستم رسید بنام [...]

چند خطی در باره ایدز ( به بهانه روز جهانی ایدز)

1- چند روزی هست که پست جدیدی نداشته ام . تقریبا 10 روز تعطیلی داشتیم و یک مقدار هم درگیر جابجایی  محل کارم بودم .البته ذکر این مطلب ضروری است که مطلب بامدادی در مورد آهسته نویسی روی من خیلی تاثیر گذار بوده و تصمیم جدی دارم مطالب سریع و بی کیفیت  آپ نکنم . بهرحال در این [...]

روز دانشجو

یاد اون موقع ها بخیر ، دوران  دانشجویی را میگویم . آذر ماه که شروع میشد ، با اینکه تقریبا همزمان با امتحان های میان ترممان بود ، ولی کلی ذوق وشوق داشتیم و برنامه ریزی میکردیم ، برای روز دانشجو . از نشریه بگیر تا سخنرانی و جشن . از صبح تا شب آهنگ یار دبستانی [...]

کژ و مژ و بي‌انتها ، به طول ِ زمان‌های پيش و پس (بازی ماشین زمان)

بازی سفر زمان
 
بنظر من مطلب ” بازی ماشین زمان” پزشگ وبلاگستان ، انتخاب هوشمندانه ای است . چون هر کسی با فراق بال میتواند دسترسی به رویا هایش را از این طریق برنامه ربزی کند و نتیجه را مکتوب . هر چند ، هنوز فرصت نکرده ام ، مطالبی را که دیگر دوستان نوشته اند ، بخوانم و نتیجه [...]

ترسهایم در زندگی

راستش چند روزی میشه که به حدیثه خانوم قول دادم تو بازی وبلاگیشون شرکت کنم ، در مورد ترس هایم در زندگی . اما از بخت بد یک گرفتاری کاری حسابی من رو به خودش مشغول کرد و تا الآن که بد قول شده ام .
ترس جزو جدایی ناپذیر زندگی ماست ، ترس هدیه ای [...]

چه کند صبح ، که گر آينده قرار بود به گذشته باخته‌باشد

1- اینکه چند روزی گذشته و پست جدیدی نفرستاده ام ، فقط به این خاطر بوده که تمام مطالبی که در این مدت برای نوشتن به ذهن من رسیده ، بنوعی سیاسی بوده و من هم چون بنا ندارم اینجا رو تبدیل کنم به یک نشریه سیاسی ، با تمام نیرو ایستادگی کردم  و ننوشتمشون [...]

ورنه من باید چه می گفتم به او ، باید چه می گفتم ؟

1-تولد ، تولد ، تولدت مبارک….. این روزها تولد تب کوچولو هست . هم خودش خیلی خوشحاله هم من . همه به فکرش بوده اند و براش ” کادو از راه دور” خریده اند . همچنین پیانوی جدیدش مبارک !!!
2 - دیروز از صبح شدیدا تو حس و حال فوتبال بودم و لحظه شماری میکردم ، [...]