بالاترین حماقت ممکن در مورد بالاترین دات کام

در کمال ناراحتی  باید پذیرفت  ، متاسفانه هک شدن بالاترین واقعیت دارد . من نمیدانم چند هزار بار باید یک تفکر احمقانه را مورد امتحان قرار داد تا نادرستی اش تایید شود ؟  یاد این شعر قدیمی افتادم : 
 ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست                  عرض خود میبری و زحمت ما میداری
 
خوشبختانه مطلب زیر را هم دیدم [...]

کارگزاران ، تحکیم و فلسطین

در خبرها خواندم که بالاخره کارگزاران را هم طاقت نیاوردند و بستند. ( +  و + ) . آنهم  بدلیل چاپ بیانیه اخیر دفتر تحکیم در مورد خونریزی ها و فجایعی که این روزها در فلسطین صورت میگیرد . کشته شدن مردان ، زنان و کودکان بیگناه را بچه های تحکیم خیلی زیبا و استادانه محکوم کرده اند [...]

چند خطی در باره ایدز ( به بهانه روز جهانی ایدز)

1- چند روزی هست که پست جدیدی نداشته ام . تقریبا 10 روز تعطیلی داشتیم و یک مقدار هم درگیر جابجایی  محل کارم بودم .البته ذکر این مطلب ضروری است که مطلب بامدادی در مورد آهسته نویسی روی من خیلی تاثیر گذار بوده و تصمیم جدی دارم مطالب سریع و بی کیفیت  آپ نکنم . بهرحال در این [...]

روز دانشجو

یاد اون موقع ها بخیر ، دوران  دانشجویی را میگویم . آذر ماه که شروع میشد ، با اینکه تقریبا همزمان با امتحان های میان ترممان بود ، ولی کلی ذوق وشوق داشتیم و برنامه ریزی میکردیم ، برای روز دانشجو . از نشریه بگیر تا سخنرانی و جشن . از صبح تا شب آهنگ یار دبستانی [...]

ترسهایم در زندگی

راستش چند روزی میشه که به حدیثه خانوم قول دادم تو بازی وبلاگیشون شرکت کنم ، در مورد ترس هایم در زندگی . اما از بخت بد یک گرفتاری کاری حسابی من رو به خودش مشغول کرد و تا الآن که بد قول شده ام .
ترس جزو جدایی ناپذیر زندگی ماست ، ترس هدیه ای [...]

چه کند صبح ، که گر آينده قرار بود به گذشته باخته‌باشد

1- اینکه چند روزی گذشته و پست جدیدی نفرستاده ام ، فقط به این خاطر بوده که تمام مطالبی که در این مدت برای نوشتن به ذهن من رسیده ، بنوعی سیاسی بوده و من هم چون بنا ندارم اینجا رو تبدیل کنم به یک نشریه سیاسی ، با تمام نیرو ایستادگی کردم  و ننوشتمشون [...]

ورنه من باید چه می گفتم به او ، باید چه می گفتم ؟

1-تولد ، تولد ، تولدت مبارک….. این روزها تولد تب کوچولو هست . هم خودش خیلی خوشحاله هم من . همه به فکرش بوده اند و براش ” کادو از راه دور” خریده اند . همچنین پیانوی جدیدش مبارک !!!
2 - دیروز از صبح شدیدا تو حس و حال فوتبال بودم و لحظه شماری میکردم ، [...]

مردي که شب‌همه‌شب در سنگ‌هاي ِ خاره گُل مي‌تراشيد

خاتمی و انتخابات پیش رو:
راستش خیلی کفرم در میاد وقتی میبینم که دور و بری های خاتمی این همه دارن برای کاندیداتوری بهش فشار میارن . ایشالا که قوی باشه و بتونه دوام بیاره و دیگه با طناب مشارکتی ها و مجاهدینی ها و کارگزارانی ها توی یه همچین چاه خطرناکی نره. آمین
در این زمینه [...]

سیاه ؟ سپید ؟ …..؟!

در دوران دانشجویی دوستی داشتیم که چند سالی از ما بزرگتر بود و تیمسار صدایش میکردیم . یادش بخیر ، از ماها با تجربه تر بود و آموخته هایش را با ما در میان میگذاشت و حتی یکبار گفت : “من شماها را مثل پسر خودم میدانم!!!!! ، (برای تنها 6-5 سال اختلاف سن!!). روزی در حین [...]

کوچه ما تنگ نیست شادمانه باش و شاه راه ما از منظر تمام آزادی ها میگذرد.

1-فکر میکنم چند روزی زمان میبره ، تا به پست گذاشتن مرتب عادت کنم !!!!
2- از صبح که بیدار میشم ، با اینکه خیلی کارا دارم ، برای انجام دادن ، اما همه اش تو این فکرم که پست امروزم چی باشه؟
3-قضیه پت ومت و مستی و تلویزیون واخراج چند تا از کارمندهای تلویزیون رو [...]